close
چت روم
ضرب المثل3
loading...

بهترین پیامک های دنیا

میرزا قشمشم: آدمی با لباسهای جلف و قیمتی، لوس و خودخواه و بیکاره رکاب دادن : سر موافقت داشتن – مطیع شدن رگ خواب کسی را به دست آوردن: نقطه ضعف پیدا کردن- کسی را تابع اراده خود کردن رگ دیوانگیش گل کردن: از شدت خشم دست به کارهای نامعقول و غیر طبیعی زدن رگ عیرتش جنبید: حس شهامت و جسارتش…

ضرب المثل3

میرزا قشمشم: آدمی با لباسهای جلف و قیمتی، لوس و خودخواه و بیکاره رکاب دادن : سر موافقت داشتن – مطیع شدن رگ خواب کسی را به دست آوردن: نقطه ضعف پیدا کردن- کسی را تابع اراده خود کردن رگ دیوانگیش گل کردن: از شدت خشم دست به کارهای نامعقول و غیر طبیعی زدن رگ عیرتش جنبید: حس شهامت و جسارتش تحریک شد. رنگ به رنگ شدن: از شدت شرمندگی رنگ به صورت آوردن- تغییر رنگ رخسار روبراه بودن: مرتب و آماده بودن – سرسازش داشتن روبرو بودن به از پهلو بود: لذت هم صحبتی دو نفر و برخورداری از دیدن یکدیگر بیشتر و بهتر است روبرو کردن : مواجهه دادن دو نفر برای کشف مطلبی روبند کردن کسی: در پیشرفت کار خود از حجب و حیای کسی استفاده کردن روده بزرگه روده کوچیکه را خورد: از شدت گرسنگی بیتاب شده – سروصدای شکم گرسنه درآمده روده درازی کردن: یکریز حرف زدن – پرگویی و وراجی کردن روز از نو روزی از نو: هرروز برای خود به تلاشی جداگانه نیاز دارد روزه شک دار گرفتن: در امور و یا کارهای که احتمال شکست و زیان است وارد شدن رو که بدهی آستر هم می خواهد: از خوشرویی و مهربانی کسی بهره جویی کردن روغن چراغی ریخته وقف امامزاده : منت گذاشتن خشک و خالی و بی خاصیت چاله چوله چیزی را پر کردن: نواقص را برطرف کردن ، قرضها را پرداخت کردن. چاقو دسته خودش را نمی برد: هیچ آدم عاقلی به خودش زیان نمی زند، خویشاوند به خودی آزار نمیرساند. چاردیواری اختیاری: محترم بودن خانه و زندگی هرکس، اختیار زندگی و محدوده خود را داشتن چار میخه کردن: پی و پایه چیزی را محکم و استوار کردن ، محکم کاری کردن چارتکبیر زدن : ترک کسی را برای همیشه گفتن، یکباره از چیزی چشم پوشیدن چاه کن همیشه در ته چاه است: هر بدی و ظلم به دیگران در پایان گریبانگیر خود آدم میشود. همانند: چه مکن بهرکسی،اول خودت دوم کسی. چشم و همچشمی کردن: رقابت کردن با دیگران ، هم طرازی نمودن با اطرافیان چشمها چهار تا شدن: دندش نرم میخواست چنین کاری نکند، از تعجب چشمها را گشاد کردن. چشم وگوشی کسی باز بودن: از همه جا آگاه بودن، درجریان امور قرار داشتن، آدم با تجربه و فهمیده چشم و گوش بسته : از هیچ جا و هیچ چیز باخبر نبودن، چیزی نیاموخته و بی تجربه چشم ودل سیر است: به هیچ چیز اعتنایی ندارد، اختیار نفس خود را دارد گاو بی شاخ و دم : آدم تنومند شوریده و احمق، همانند: غول بی شاخ و دم.
محسن بازديد : 91 شنبه 3 / 2 زمان : 15:29 نظرات ()
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات
آرشيو
  • 1395
  • 1390